بعد از مرگ...

نوش داروی بعد از مرگ سهراب!... چرا همیشه باید منتظر نوش دارو باشم؟!!......چرا همه نوش داروها باید نصیب من شوند؟!!...... آه چه می گویم ، حتی نوش دارو را بعد از مرگم هم به من نمی دهند!!............. اگر می دادند شاید افاقه می کرد!؟... نمی دانم ......... همه چیز و همه کس گریزان است!.... باران که می بارد دلم هوایی می شود، هوای ...!!.................. همه چیز خاطره است..... همه چیز تاریک است، همه جا تاریک است، تا اوج و قعر کهکشانها هم که بروی تاریک است!... روشنایی یک نسبیت است! نسبت به موقعیتی که به منبع نور داری!!.... هر چه دورتر، تاریکتر!.... و شاید در سایه نور بمانی!!............ درد فراتر از اینهاست!.... فراتر از تاریکی، فراتر از روشنایی!................

 

 

 

م.ص.کیکا

/ 6 نظر / 4 بازدید
گیتار و شعر

سلام دوست قدیمی...همیشه زمان گذشته است...!وقت نیست برای دیدن سهراب...!ممنون که فراموشمان نمی کنی...ویکشنبه!

حتما من را می شناسی

جواب حتما من را می شناسی به م.ص.کیکا : چرا متن های من را پاک می کنی و... اگر دوست نداری نظر بدهم برایم بنویس و... دیگر لازم نخواهد بود متن های من را پاک کنی ...

حتما من را می شناسی

سلامی دوباره و... قبل از خواندن متن های هر وبلاگی خصوصیات صاحب وبلاگ و آشنایی با روحیات طرف مقابل در درک بیشتر وبهتر مطالب بسیار می تواند مفید واقع شود از آن جایی که متن ها و مطالب وبلاگ شما نسبت به سایر وبلگ ها متفاوت و عمیق می باشد این سوال پیش می آید که صاحب مطالب وبلاگ چه شخصیتی داشته و... چگونه زندگیی می کند و چه روحیاتی دارد و شریک زندگی او در مورد مطالب وبلاگ چه نظری داشته و تا چه حدی مطالب را درک می کنند و... با تشکر

رابعه

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است درد ، حرف نیست درد ، نام دیگر من است