من و من ...

مدتی بود که خورشید را از لای پنجره ندیده بودم ! ... بعد از مدتها آرام روی صندلی لم داده بودم  و هیچ دلم نمی خواست که از جایم تکان بخورم !... آرام به خورشید خیره بودم !!... و باز صدای باد دلم را آرام می کرد ، انگار همه وجودم را در آن کوهها جا گذاشته ام که هر گاه به آنجا می روم روحم شاد می شود !!... ترانه می خواندم و با آسمان چشم دوخته بودم و نگاهش می کردم !!..... نگاه ...!!......

نقطه های نوشته هایم جا افتاده اند ... سرم دارد گیج می رود ! کاسه سرم را احساس نمی کنم انگار مغزم دارد باد می خورد ...! به یاد تمام داشتن هایم گریه می کنم و اشک می ریزم ، اشکی که نمی دانم اسمش را چه بنامم !!....و شاید تنها اشک !... نگاهش می کنم ...با چشمان پر از اشک ! با چشمان غوطه ور در آب شور !!...چقدر معصوم خوابیده است ... ! و شاید گناه من بی گناهی من باشد ... و یا شاید گناه چشمان من باشد !!........... و شاید نمی دانم تنهاترین جواب !!.... ......... چند ساعت دیگر می آید مثل باد !!....

 

یارانان گوءنده ن آنامدان منه دنیا قارالاندی

آتیلان اوخ منه دیدی اوءره گیم هی پارالاندی

هر خیال ایله دولاندیم آرزولاریم آرالاندی

وطنیم چوخلو تالاندی غمیم آرتیب هاوالاندی

وطن عشقیمده قالاندی

تورک دیلین ساغ اله آلدیم قارا باختی سولا توتدوم

میللتیمده غمی گوءردوم کوءکسومه هر غمی اوءتدوم

آغلایارکن یولا دوشدوم جواب آخدارماغا گزدیم

سادجه آنامی تاپدیم

دئدی اوغلوم دیلین اولسا قارا دنیا سنین اولماز

هر خیالیله دولانسان آرزولارین آرالانماز

غمین اولماز ، سنین آغلار سسین اولماز

 

بو بایرام گوءنونی هامی سی عاشیق لره تبریک سویلوییب و جان ساغلیغی آرزولویام !

م.ص.کیکا

/ 9 نظر / 4 بازدید
Adnan

خيره چشمانش با من گويد: کو چراغی که فروزد دل ما؟ /// هر که افسرد به جان؛ با من گفت: آتشی کو که بسوزد دل ما؟

من

آدم تو زندگی بعضی داشتن هايی داره که تا یه زمان مشخصی و تا يه مقطع خاصی آدمو سيراب می کنه و ارزش اونا تو همون مقطع خاصه.اگه اون داشتن ها ادامه پيدا کنه به قهقرا کشيده می شه! عزيز دل انگيز نمی دانم چرا هنوز بی قرارم. بی تابی می کنم. با خودم می گويم شايد نمی ماند بهتر بود. با خود می گويم کاش کمتر در کنارش بودم تا شايد او بيشتر با خود می بود. با خودم می گويم نکند من ميزبان خوبی نبودم. نازنينم دل تنگم. دل تنگ نمی دانم چه! شايد من در دايره همان قهقرای داشتن هايمان هستم! مراقب خودت و افکارت باش ...

ائليار

سحری آختاران گئجه‌دن قورخماز آلیرام اَلیمه تلاش عصاسین اگر گؤیدن یئره قطران یاغسا دا اوزوب، کئچمه‌لییم ظولمت دریاسین (بولود قاراچورلو ـ سهند) سایین کیکا جنابلاری سیزین یازدیقلاریزدان چوخ ـ چوخ مینتدارام. وبلاگینیزا دا باش ووردوم و آرتیق فایدالاندیم. اللرینیز آغریماسین. سیزه توتدوغونوز آماج و یولدا اورکدن اوغورلار آرزیلاییرام. ساغ قالین سئویملی تانری آمانیندا

ميثم

سلام نيستی مسمه ؟؟؟‌اين رسمش نيس هاااا وقت کردی به ما هم سری بزن

zorba

هر چند از زبان اذری چيزی متوجه نميشم.. اما از اينکه هنوز ميبينم يکی از دوستان قديمی م هنوز داره اينجا مينويسه خوشحالم..اميدوارم هميشه شاد و سرفراز باشی....داشتم به دوستان قديمی سر ميزدم که اينجا اولين جايی بود که پا گذاشتم و خوشحالم از اينکه تر و تازه هست...

مهدی

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.« پروفسور محمد حسابي» /// سلام و شرمنده که مدتی نتونسم سری به اينجا بزنم . موفق باشی و هميشه زنده بنور عشق .

سعيد

ياشا سين اذربيجانی

گيتار و شعر

سلام...مدتهاست که نديدمت...!آنقدر که ديگر يادمان ميرود که دوستی بوده...دوستی هست...!کجايی؟؟