وقتی که

وقتی که برای همه امیدی، به غیر از خودت!..... وقتی برای همه آرامش بخشی اما در دل خودت آشوبی است!.... وقتی که حرفهایت برای دیگران بوی زندگی می دهد اما ... !............ وقتی که آخر قصه دیگران ، همانگونه می شود که تعریفش را کرده بودی، اما آخر قصه خودت ...؟!... وقتی که برای زخم های دیگران مرهم می شوی، اما مرهمی برای زخم هایت نمی یابی ...!.... همان دیگران تا وقتی تو را دارند که گمشده هایشان را بیابند!.....سخت است، ... دیگر با سیلی هم صورتت سرخ نمی شود!!..... همه رنگ ها در صورتت، رنگ می بازند!....  و اما یک فرشته...!

برای بار آخرین تنها نگاهی کن به من...

م.ص.کیکا

/ 4 نظر / 8 بازدید
اتنا

سلم گلم از وبت خعلی خوشم اومد ممنون راستی خوش حال میشم به چت رووم ما سر بزنی http://niloofarchat.tk/

احقر

سلام ممنون گلم که قدم های طلاییت رو روی قلب تنهای من گذاشتی از دیدارت مسرورم بازم سر بزن وبت و مطالبت اونقدر زیبا بود که بی اراده گریه کردم روحت رو دوست دارم لینکت کردم منتظر حضور های گرمت احقر

elyar

دیگر با سیلی هم صورتت سرخ نمی شود!!..... همه رنگ ها در صورتت، رنگ می بازند!.... و اما یک فرشته!! day ozamanl gechti yoldash.........

مثل هیچکس

بی نام و بی نشانی و تنها نشسته بود در سایه های سرد غزلها نشسته بود از لحظه های گیج موازی هراس داشت یک عمر کنج دنج زوایا نشسته بود وبلاگ بسیار زیبا و پرمحتوایی دارید. خوشحال میشم به وب من هم سری بزنید. http://daryayiha.persianblog.ir