کابوس رویاها...

و چه زود دیر می شود!... و چه زود رویا ها کابوس می شوند ... و کابوس ها ، رویا !!....... و تنها نگاهی خیره می ماند و بس!.............. می خوابی و در خواب کابوس رویاهایت را می بینی و این رویاها مثل ....!................. نمی دانی که می مانی یا می روی!!......... اما هنوز هستی!!...... در لحظه زندگی می کنی، ...... لحظه!............ روزی پیغمبر بودی! اسطوره بودی!!........ اما امروز....؟!.......... شاید دیگر امروز کسی به دنبال اسطوره ای نباشد؟!!........   شاید این اسطوره امروز شکسته باشد!............ اما هنوز تکه های شکسته اش باقی مانده!!................. اسطوره بودن سخت است و سخت تر از آن ساختن و بعد شکستن اسطوره است! اینکه زمانی از کسی اسطوره ای بسازی و بعد ... و بعد آنرا بشکنی!!........... با شکسته هایش می خواهی چه کنی؟!!........ می بینی شکسته هایش دیگر به دردت نمی خورد!!..........   این روزها اکسیژن هوا هم کم شده است!!......... نفس کشیدن چقدر سخت است!!............... دیگر گریه هم به یاریت نمی شتابد!... اما هنوز باورت نمی شود!!.... هنوز زود است که این کابوس ها را باور کنی!!......... زود است....................... اما بودنشان را باور کن!!..............

م.ص.کیکا

/ 2 نظر / 8 بازدید
اسماعیل محمدی

سلام دوست عزیز دوست داری بدون پرداخت پول با ماهی98میلیون تومان استخدام بشی به این وبلاگ سر بزن مطمئن باش برای همیشه راحت زندگی خواهی کرد www.poolway.persianblog.ir

گیتار و شعر

سلام دوست همیشگی...وقتی چشمهایت را باز می کنی هیچ چیز خوشایند نیست...حتی گریه!!ممنون که فراموشمان نمی کنی...و یکشنبه!