جرم...

چشمهایم دوخته در ما افق ها !!.......... چه می شود؟!!.............. یک ورشکسته !............. خودم را به کجا باید معرفی کنم؟! دستهایم کجا باید دستبند بخورند؟!........ من اعتراف می کنم!..... اعتراف به خریتم!..... اعتراف به جرمی که به من نسبت می دهند!... کم جرمی نیست...!!..................اعتراف می کنم تا مجرم باشم!!........... امیر کبیرها کشته می شوند و میرزا آقا خان نوری ها می شوند به جای امیر کبیر!..... می شود؟؟.......می شود!........ چرا که نه!........... بوی گلهای بیدمشک در فضای خانه پیچیده است!...... چه حس خوبی!............. خوش به حال بیدمشکها!!.......هیچ چیز سر جای خودش نیست، درستش هم همین است؟!............. وقتی که ..................... باید فراموش شد...!..........

م.ص.کیکا

/ 2 نظر / 8 بازدید
turgay

تقصیر زمین و زمان و همه ما آدمهای کوچولوهای جهان سومی نیست که همیشه باید خورده شدن گوزنهای بزرگ ولی محکوم به مرگی مثل امیر کبیر ها رو ببینیم... این قاعده زندگیه... گرگها همیشه پیروزند ... حق یا نا حق

turgay

تقصیر زمین و زمان و همه ما آدمهای کوچولوهای جهان سومی نیست که همیشه باید خورده شدن گوزنهای بزرگ ولی محکوم به مرگی مثل امیر کبیر ها رو ببینیم... این قاعده زندگیه... گرگها همیشه پیروزند ... حق یا نا حق