از گذشته...

برو و مرا با تنهایی هایم تنها بگذار، تا نکند بد عادت شوم!...... وقتی می دانی که مال تو نیست...!..... من از گذشته با تو حرف می زنم....... انگار در باتلاق گذشته مدفون شده ام...... سالهاست که مدفون شده ام.....!......کاش روزی فرصتی پیش می آمد تا می توانستم تمام نوشته هایم را نشانت بدهم تا تو بخوانی...!......... همه عمرم در کاش سپری شد!...... برگهای درخت گیلاس حیاط هم زرد شده است، زرد مثل عمر من! مثل آرزوهای من! مثل خیال من!!...... خیال من تا کجاها بی پروا و گستاخ پر می کشید؟!!...... انگار که نه حصاری و نه بندی باشد....! و شاید بود و من نمی خواستم ببینم!؟...... آنقدر در پیچ و خم کوچه های خیالم به دنبالت گشتم که دست آخر خودم را هم گم کردم ،اما این بار می خواهم خودم را در همان گذشته ها گم کنم و رها...!!.......... تا این بار بمیرم و بعد مدفون شوم!!.............. این بار دیگر کمکش نمی کنم که پیدایش شود، می دانم آفتی شده ام در سبزه زار زندگیت ...!!..... دوست من! ...

 

گلین دوستلار یاناق

یانایانا قالاق

گلین قالماقا یاناق

قالا قالا یاناق

گلین یاناق تا کی قالاق

قالا قالا یاناق، یانایانا قالاق

 

م.ص.کیکا

/ 2 نظر / 8 بازدید
ماشا

سلام دوست من. دلنوشته هایت را خواندم و لذت بردم. به دیدارم بیا و نوشته هایم را بخوان و نظرت را بنویس. با تبادل لینک چطوری؟ خبرم کن.

elyar

گلین دوستلار یاناق قالا قالا یاناق، یانایانا قالاق