جبران...!

هنر، جبران است! جبران نداشته هایی که دوست داری داشته باشی!... اما گاهی حتی نداشته هایت را نیز نمی توانی نه به تصویر بکشی، نه قلم بزنی، نه ساز و نه فریاد...!!.............. وقتی داشتن چیزی را نخواهی پس نداشته دیگر مفهومی ندارد!....... تو نخواهی، دیگران می خواهند... آنوقت چه؟؟!............ باید به اجبار بخندی و شاد باشی و لذت ببری از جبر زمانه...!!........... لذت بردن از جبر!!.....آخر مگر می شود؟!........ باز مثل همیشه نمی دانم... نمی دانم ......... ای کاش هیچ وقت نمی دانستم !........ باید با چشمان باز و آگاهی و هوشیاری کامل، با دستان خودت کلاهی گشاد بر سرت بگذاری و بعد شاد از این کلاه گذاشتن که دیگر باید شاد باشی و بی خیال!!.............. همین آزارم می دهد......... پر از خالی ام!!................

 

م.ص.کیکا

/ 3 نظر / 3 بازدید
رابعه

این زندگی جبر است... خسته ام از این نفس کشیدن ِ اجباری...

من قدیمی

آره من همون سالها مردم.