گورستان...!!

وای که چه بی رحمانه متهمت می کنند به خیانت، عاشقانی که دروغ گفتند!!...دروغ به خویشتن!... هر روز به گورستان خاطراتم می روم و بر سر گور خاطراتم که هر کدام در گوشه ای چال شده است، می نشینم و یک دل سیر گریه می کنم!... و می خندم!!... خاطراتی که مال من نبود!........... پس چرا چالشان کردم؟!!........... خاطراتی که همگی طعم شیرینی گسی دارند... گس بودنشان شاید از احوالات من است!!... هر خطی را که می خوانی وارد دنیایی می شوی که انگار تو در آن دنیا نبوده ای!..... اما رد پاهایت هنوز هم بجا مانده و فقط آنوقت است که باورت می شود تو هم بوده ای!!........................ چقدر تلخ شده ام، حتی تلخ تر از شکلات تلخی که تو می خوری!!..............

 فراری ام، فراری.....................................................

 

م.ص.کیکا

/ 4 نظر / 5 بازدید
سارا

شب همه شب دعا کنم...تا که به روز من شوی دل به ستمگری دهی...کاو بدهد سزای تو... همدردیم بدجور.دلم گریه میخواد

mohsen

سلام . وبلاگ خوبي داري اما اگر دوست داري آمار بازديد هات افزايش پيدا کنه توصيه ميکنم تو موتور جستجو بست ايران وبلاگ خودتو ثبت کن تا روزانه کلي بازديد داشته باشي از اين سايت . کنر از يک دقيقه هم زمان نمي بره فقط اسم و آدرس سايت و کلمات کليدي رو بايد وارد کني . اگر هم فرصت داري مي توني تمام پست هاتو ثبت کني تا بازديد هاي بيشتري وارد وبلاگت بشه . اينم آدرسش www.bestiran1.rozblog.com

گیتار و شعر

سلام دوست قدیمی...خاطرات که می آیند و ما را در خود فرو می کشند...!زیبا بود چون همیشه...ممنون که فراموشمان نمی کنی...!

من قدیمی

خاطره اگه هم بد باشه اگه حالت خوب باشه بازم خوبه.