منتظر...

منتظر بودی، اما منتظر نماندی!!.... منتظر بودن مهم نیست، منتظر ماندن مهم است چون نمی دانی تا به کی؟!!...... نکند که بگوید...!........... غرور آدمی را تا کجاها می کشاند... اوج یا قعر؟!!......... شهامت گفتن حقیقت را هر کسی ندارد، حتی به خود!.... گفتن حقیقت به خود، شهامت بیشتری می طلبد که تو آنرا نداشتی!!...... نمی دانم شاید اصلا حقیقتی نباشد........... نادانی ها را حذف کنی آنچه که می ماند حقیقت است!!........ خسته ای، خسته تر از همیشه زمانها.......... یک جمع چند نفری پانزده هفده نفری..... همه نا آشنا برای من! ... باید به اجبار نیشت باز باشد و لبخندی بر لب...... حرفهای الکی و خنده های زورکی، تا این سه چهار ساعت تمام شود..... دوست ندارم آشنایی جدید بر جمع آشناهای ناآشنایم (!!) اضافه شود... دوست دارم غریبه بمانم و همه برایم غریبه باشند!... زندگی اینگونه راحت تر است!.... وقتی کسی تو را نمی شناسد و تو هم کسی را نمی شناسی ...!!......... غار نشینی هم خوب است!.............. باز هم دارد باران می بارد...!.......

 

م.ص.کیکا

/ 5 نظر / 9 بازدید
elham

سلام من از وبلاگ شما بازديد کردم و شمارو به بازديد از وبلاگ خودم به نام "چيزي که هيچ جا نمي توني لنگشو ببيني" دعوت مي کنم . اگر هم شما مايل بوديد منو به اسم "چيزهايي که هيج پيدا نميشه" لينک کنيد و به بنده اطلاع دهيد تا من هم شما رو لينک کنم با تشکر www.bazar.rozblog.com

رابعه

این ترس از تنهاتر شدن است... تنهاترت میکند... بگو .. بخند! زندگی کن!

Adnan

............

گیتار وشعر

سلام دوست قدیمی...لبخندهای مصنوعی...ابرازهای مصنوعی...نقاب چهره مان دیگر خودمان شده...زیبا بود چون همیشه...ممنون که فراموشمان نمی کنی...ویکشنبه!

türga

شاید غریبه بودن و غارنشینی آرامش و امنیت بخش باشه ولی مطمئن باش برای آزادی حتما باید از اون غاری که توش پنهون شدی خارج بشی...بیا بیرون دختر